من به خط و خبری از تو قناعت کردم
-
تاریخ: 1397/11/5 ساعت: 7:36
سهشنبه 20 آذر 1397 ساعت 10:43 روز پاییزی میلاد تو در یادم هست روز خاکستری سرد سفر یادت نیست ناله دل ناخوش از شاخه جدا ماندن من در
حسشو چند بار تجربه کردم
-
تاریخ: 1397/11/5 ساعت: 7:36
چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت 00:42 بوی سیگار به جا مانده روی انگشتان آرایشگر دروازه ایی به روزهایی که با سیگارو تنهایی گذشت باز می کند . . متن قشنگی بود .. مرسی (0 لایک)
بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری
-
تاریخ: 1397/11/5 ساعت: 7:36
ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم چرا بیهوده می گویی دل چون اهنی دارم نمی دانی نمی دانی که من جز چشم افسونگر در این جام لبانم باده ی مرد افکنی دارم. چرا بیهوده می کوشی که بگریزی ز اغوشم از این س
فکر من تو فکر چشمات...
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 10:37
چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت 07:32 روزگار از ما چی میخواد چه کنیم ای داد و بیداد... (1 لایک)
شهر سرد...
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 1:20
سهشنبه 25 مهر 1396 ساعت 11:48
پاییز
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 1:20
یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 15:05
یادت بخیر شادمانی بی سبب...
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 1:20
چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت 09:00
من!
-
تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 2:30
چهارشنبه 29 شهریور 1396 ساعت 11:47 داشت میرفت به شببه جایی که شب میرفت..نه به خستگی!نه به شب!نه به تنهایی!به جایی رفت که شب میرفت......بلبل به چمن، زان گل رخسار نشان
برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات...
-
تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 2:30
شنبه 1 مهر 1396 ساعت 17:42 حال من خوب استو چه آرامشی ست در آغوش تنهاییدیگر از هیچ نداشتنها نمیترسمحالا چه کسی میتواند از من بگیردچیزهایی را که ندارم ......بعضی وقتا ن
محکوم خویشم...
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 7:16
شنبه 25 شهریور 1396 ساعت 15:23 دلتنگى داریم تا دلتنگىعمیق که شودمى شوى یک آدم آهنى متحرکهیچ بغلى بغضت را باز نمى کند...افتادم رو روال و روزمرگی...
سفید ، سیاه
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 16:02
دلم گرفته استمثل همه زنانی که به زمین خیره میشوندو انگشترشان را میچرخانند..دلم گرفته استو تو بیشتر از همه مسئول منی،و چشمان زیبای توکه از درون به من مینگرند...
ما ز یاران چشم یاری داشتیم...
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:24
چهارشنبه 28 تیر 1396 ساعت 07:45 زنان و مردان بسیاری را میشناسم که در بستر همسرانشان به آغوش مرد یا زن دیگری فکر میکنند... به کسانی فکر میکنند که اگر احساسات، موقعیتها و لحظههایشان را جور دیگری مدیریت کرده بودند! حالا شاید بسترشان پر شده بود از عطرخوش زندگی... از رایحه ی بی بدیل عشق... شاید هم نه !!!...
ساعت های شوم... من شکستم و تو ندیدی
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:24
سهشنبه 3 مرداد 1396 ساعت 08:39 تمام این سالهای بی هیاهو این هفتههای گنگ این روزهای پر تکلف خاموش!!!!! تمام ساعتهای بی قراری که سهم من از ما :) پنجره پنجره انتظار بود لحظه به لحظه زنده ماندم تا تو را دوست داشته باشم و ما نفهمیدیم کدامیک از ما در کدامین فصل چنین آسوده تن به مردن داد ؟؟ (0 لایک)
به شب میماند...
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:24
چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت 08:46 من اگر روزی از بند زمین رها شوم پیش خدا خواهم رفت و از رنج هایی که به من داده ای خواهم گفت و نیز خواهم گفت همچنان دوستت دارم میترسم آنگاه که مرا سفت بغل میگیرد آنگاه که دستانم را از شدت همدردی میفشارد گلایه ام از تو را به خودش بگیرد! . . سکوت ... (1 لایک)
بی حسی مزمن...
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:24
جمعه 13 مرداد 1396 ساعت 00:31 براى من از دورى ها میگویى!؟ براى منى که روحم مدتهاى مدیدى ست که در دورترین فاصله از تنم پرسه میزند... . . (1 لایک)
وقتی تو گریه میکنی "شک میکنم "به بودنم
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:24
شنبه 21 مرداد 1396 ساعت 00:24 در مننه تویى هستنه خودم..
از خواب برگشتم به تنهایی...
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:24
شنبه 21 مرداد 1396 ساعت 19:40 دنیای من با عشق درگیرهعشقی که تو نباشی میمیرهعشقی که تو دست تو گل دادهعشقی که به دست من افتادهتو مثل من رویاتو میبافیبا دست من موهاتو میبافیخورشیدو با چشمات روشن کنیکبار ماهو قسمت من کن (1 لایک)
تُ آن شعرى که من جایى نمى خوانم...
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:24
روزی میرسد که پشیمان میشوی از دوست داشتن یک طرفه!از این حس تلخ تنهایی!!از اصرار بیهوده باهم یکی شدن ...روزی میرسد که دلت برای خودت تنگ میشودبرای غرورت و حس مهربانیتبرای لبخندت و چشمان بدون اشکت...روزی میرسد که سیر می شویکوله بار اندوهت را برمی داریو ترک می کنی این رابطه یخ زده تنها را...
واقعیت مزخرف ... متنفرم ازت ...
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:24
یکیو دوست داشتم،اونقدر بهش فکر کردم که تصویری کهازش داشتم از خود واقعیش سبقت گرفت!بعد ها دیگه خودشو دوست نداشتم تصور ذهنی خودمودوست داشتم...
خسته ام
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:24
دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت 02:40 u200fدختری که داری سرش داد و بیداد میکنی خودشو مظلوم می کنه میگه باهام مهربون باش... این لعنتی رو مگه میشه دیگه دعوا کرد؟ . . . اره میشه ... اون میتونه ... اون میتونست! قلبم درد میکنه... کاش میشد دیگه نبود... خسته ام (0 لایک)