بی حوصله - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 1:46
سهشنبه 27 تیر 1396 ساعت 08:36 صبح یعنی من هر روز دلتنگیام را دم کنم و تو خورشید را نور بدهی، صبحِ من، با دلتنگی آغاز شود و صبحِ تو با دوست داشتهشدن.... (0 لایک)
منو حالا نوازش کن!! - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 13:23
یکشنبه 18 تیر 1396 ساعت 15:50 ز من هرآنکه او دورچو دل به سینه نزد
... ممنوعه - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 13:23
در من یک تیمارستان وجود دارد یک تیمارستان با هفتاد تختخواب ... هفتاد تختخواب با هفتاد دیوانه . و سختترین کار دنیا را من میکنم زمانیکه از من میپرسند : خوبی ؟ و من باید یک تیمارستان هفتاد تختخوابی را آرام کنم و با متانت صادقانهای بگویم : بله امروز "خیلی خوبم" !! شناسنامه کامل
منطقی نوشت - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 17:57
شنبه 27 خرداد 1396 ساعت 00:45 گاهی باید آدمهای ردیف اول زندگی را، در ردههای دیگری، غیر از مهمترینها قرار دهیم. روزی که دیگر در اولویتِ محض نباشند پی میبرند، چه جایگاهی در زندگی شما داشته اند... و همواره امیدی هست کشف کنند، در زندگی آنها، شما کجا ایستاده اید. کاش میشد این یک قانونِ
دلخوشی! - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 17:57
شنبه 27 خرداد 1396 ساعت 02:45 هر روز میلیون ها نفر در سراسر جهان در خط مقدم تنهایى شان، با خاطراتِ خود مى جنگند و کشته مى شوند! جنگ هایى که در آنها پاى هیتلر و روزولت و موسولینى در میان نیست رسانه ها اخبارشان را پوشش نمى دهند خونى نمى ریزد خانه اى خراب نمى شود و نوامیسِ ملت به تاراج نمى روند. آنچ
من خالی از عاطفه و خشم... - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 17:57
اگر بالا و پایینهای زندگی نبود ، بی شک از غرق شدن در سطحِ تصورِ آدمهای یکنواختِ اطرافمان میمردیم ...باید از حافظه ی روزگار دور کرد، خاطراتی که فرو ریختن را دوباره و دوباره به تصویر میکشندباید به فراموشی سپرد هرچه که تو را نسبت به خودت بیگانه میکندبیتفاوتی مثلِ مرگی تدریجی، ریشه ی بودن را میخشکاند......
واقعیت نوشته... - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:36
چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت 14:00 اونقدر مرد باشید که جلو کسی که میدونید بهتون حس داره .. یا شاید داشته!! از عشق جدید نگید... مردا رو که فقط نباید از ریش و سبیل تشخیص داد... می گریزم از خودم که جا مانده ام از رویایِ بهشت که خالی تر از همیشه بی خیالِ آبیِ آسمان و آسمان آبی شده ام و چقدر بعید
صبور نبودم... صبورم کردی! - تاریخ: 1396/1/13 ساعت: 5:48
تو نشدنی ترینی...از اونایی که میدونم تهش چیهمیدونم تهش هر چی هست جز خوشبختیجز رسیدنجز پایان خوشتو نشدنی ترینی...از اونایی که ده سال بعدم یادمه تک تک ثانیه هایی که رنگ و بوی تو رو داشتنیادمه کارات...تو نشدنی ترینیتو میخونیش نشدنی ترینولی من موقع نوشتنش اول بغض کردمبعد صورتم خیس شده!بعد به این فکر کرد
مینویسم و میمیرد در من هر بار بیشتر عشق... - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 19:23
چه کسی می توانستمثل منتو راتوصیف کند؟این شعرها، توییتقصیر من نیستاگر توذاتا ممنوعه ایبگذار اجازه ی چاپ ندهندشعرهایی که برایت گفتمدر حافظه ی مردممنتشر خواهد شدو جاودانگیجاودانگی ستچه در تاریخچه در یک دفترچههمه ی توجز نامتدر این شعرهاستیک روزهمه"تو" را خواهند شناختو اگر هم نشناسندبه "تو
:-) - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 4:11
چشمام از شدت سر درد قرمز شده... - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 4:11
وقتی کسی زیاد از رفتن حرف میزندقبلا رفته است فقط می خواهد مطمئن شود چیزی از او در تو جا نماندهکمک کن چمدانش را ببنددچترش را به او پس بدهلبخندش را...آوازهایش راهمینطور سایه اش را که گاه و بیگاه از پشت پنجره ات گذشته بود...
6. ای حال نامعلوم آروم باش ... آروم... - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 4:42
u200eبرای دوست داشتنتu200eحق انتخابی نداشتم u200eدرست مثلu200eانتخاب خانواده و ملیتمu200eوگرنه کدام زن عاقلی u200eعاشق مردی می شود کهu200eدور استu200eدیر می آید u200eو u200eسخت می گویدu200eدوستت دارم! :)
7. چه باشی چه نباشی - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 4:42
تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشیاندوه بزرگی ست زمانی که نباشیپلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بارفیروزه و الماس به آفاق بپاشیای باد سبک سار مرا بگذر و بگذارهشدار که آرامش ما.را نخراشیهرگز به تو دستم نرسد ماه بلندماندوه بزرگی ست چه باشی چه نباشی.. بعضی آهنگا یهو میشینه گوشه قلبت ،میمونه و میخونه... 
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد... - تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 4:42
روزگارم میگذردبی هیچ کسبرای آرزو دیر استهر چه میروم نمیرسمدیگر هیچ چیز مثل قبل نیستخستهامآسمان گرفته با منهنوز فکر میکنم چقدر مانده تا منمن با ختم ... به خود باختمغبار چهره این قاب را ورق بزندعوت کن مرا به خوابی رویاییگذشتهام را برگردانشکسته شدم در لابلای آهنگ غمگین زندگیفصلهایم همه سرد و دلم آینه د...
١ . - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 18:43
میدونی کجا ازت بریدم؟ :)اونجا که حالم بخاطرت  بد شدیکی دیگه خوبش کرد..خوشحال باش که بریدم ، رسیدی به هدفت......تو کی بودی که با هرکی هم صحبت میشمهرکی که میشینه پیشم آخرشم صاف میای تو جلو چشمتو کی بودی که هم حالم ازت بهم میخوره هم دلم تنگه واست هم پرهکی بودی که کسی نمیتونه جاتو پر کنه لعنتی تو کی بود...
2.ببار ای ابرکم، بر من ببار و تازهتر شو... - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 18:43
بدترین حس دنیا چیست؟ شاید بگویید تنهایی...  دلتنگی...  و... اما بدترین حس دنیا دل زدگی ست... دل زدگی از یک خواستن عمیق می آید کاری را...  چیزی را...  کسی را با تمام وجود خواستندل زدگی یعنی کاری...  چیزی...  کسی که مدت ها حس خوب برایت داشت دیگر در ذهن و قلبت جایی نداشته باشد... دل زدگی یعنی احساس خست...
3.میوه میرسد و میرود، درخت میخوابد زیر برف... - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 18:43
این روزهادر بطن منزنی سکته میکندکه در هر نفسزندگی را سخت تپیده است . . ...تمام وجودم قلبی شده که درد میکند
4.شما مثل من نباشید... باور کنید - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 18:43
نه به شما فکر مى کند.. نه با شنیدن اسمتان دلش مى لرزد..نه "دل تنگ" شماست..نه با هواى بارانى یاد شما مى افتد..نه بارها ترانه ى مورد علاقه یتان را گوش مى دهد..نه از نبودتان گریه مى کند..نه "دوستتان دارد"...باور کنید اگر غیر از این بود "مى آمد"...خودتان را "گول" نزنید...اگر غیر از این بود "مى آمد" باور...
5. هزار ساله که رفتی ... من هنوز پشت شیشه م - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 18:43
فرو ریخته امجای بگیرکنار حضوری مضطربدر آغوش بگیرآخرین بازمانده ی قلعه ی اعتماد راآرام کندیوانهای را که از درک بودنشدر خود تشنج میکنداز فتح نور شکست خورده امدر این تاریک خانه ی پر تشویشصبور باشدردم را با شتاب نخواناین شعر  از جهنمی به نام من! گذشته است
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی - تاریخ: 1395/10/11 ساعت: 20:52
تو با قلبِ ویرانه ی من چه کردی ببین عشقِ دیوانه ی من ، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه ی من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه ی من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتو با حسرت شانه ی من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه ی من چه کردی؟جهانِ من...

برچسب‌های مرتبط

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی | بر باد رفته | بر باد رفته دوبله فارسی فیلم کامل | بر باد رفته کتاب | بر باد رفته ٢ | یه روز خیلی خوب | یه روز خیلی معمولی در آبادان | یه روز میای که خیلی دیره | مرا اتفاقی پیر کرد | پاییز فصل آخر سال است